رویاهای تله پاتیک

در این تالار در رابطه با مباحث مربوط به علوم غریبه گفتگو میشود.
قوانین انجمن
هرگونه تبلیغات ممنوع میباشد.
ارسال پست
Parsa
پست: 218
تاریخ عضویت: جمعه 3 بهمن 1399, 10:35 pm

رویاهای تله پاتیک

پست توسط Parsa »

اولين مطالعه ى مربوط به تله پاتى هاى خود به خودى در خواب، در دهه ى ١٨٨٠ ميلادى، توسط يك انجمن تحقيقاتى در انگليس، انجام شد. اين انجمن بدون هيچ تعصب و پيش فرض خاصى، توانايى هاى ذهنى و روانى انسان رو از نظر علمى بررسى ميكرد؛ چه توانايى هاى واقعى و اثبات شده و چه قابليت هايى كه تا اون زمان به اثبات نرسيده و در حد فرضيه بودن.

در نتيجه ى اين مطالعات مشخص شد كه بیشتر رؤياهاى تله پاتیکى كه به انجمن گزارش شده بود، در مورد موضوع “مرگ” بودن. افراد در اين رؤياها اكثراً موضوعاتی رو در خواب ميديدن که به نوعی، انگار با پریشانی یا خطرى در خواب، رو به رو ميشدن. به گزارش شركت كنندگانِ اين آزمايش، جزئیات این نوع خواب ها زیاد واضح نبوده ولى عواطف شدیدی در اونها، ايجاد كرده بود. اين افراد، از درون مايل بودن كه خوابشون رو براى ديگران تعريف كنن تا بتونن از طريقى تعبيرش رو پيدا كنن.

يعنى از نظر علمى، بخش خودآگاه مغز، افكار و ميلى رو در فرد بوجود مياره، كه باعث ميشه تا رؤياش رو با بقيه در ميون بذاره و به دنبال تعبير خوابش بگرده!
ماهيت خواب و رؤيا از ديدگاه عموم

به گفته ى “واسیلیف” روانشناس معروف اهل روسيه، بیشتر مردم، “خواب” رو حاصل فعل و انفعالات مغزى ميدونن. اكثراً معتقدن كه هنگام خواب، ذهن، نيمه هشيار ميشه و اطلاعات مربوط به گذشته رو به صورت خواب هاى درهم و برهم، به افراد تحويل ميده…!

برخى روانپزشكان هم بر اين فرض هستن كه بيشتر خواب ها، ممكنه تحت تأثير عملكرد هاى روانشناختى و خيال پردازانه ى ذهن، اتفاق بيفتن و چون اين توانايى هاى ذهنى، هنگام خوابيدن فعال تر و شديدتر ميشن، درنتيجه رؤيا ها رو به وجود ميارن…!

معروف ترين نظریه ى روانشناسی در مورد اهمیت رؤیا ها متعلق به زیگموند فروید هست. فروید، عقیده داشت که خواب ها بسيار مهم هستن، چون امیال سرکوب شده‌ای که خودآگاهى ما از اونها مطلع نیست، عموماً به صورت اشکال نمادینی در خوابمون ظاهر ميشن و ما رو از حضورشون مطلع ميكنن.
بررسى رؤيا هاى تله پاتيك از ديدگاه فروید، یونگ و اولمان

فرويد، تله پاتى رو قبول داشته اما “رؤيا هاى تله پاتيك” رو نه؛ تنها به اين دليل كه هيچ وقت شخصاً تجربه ى اين نوع رؤيا ها رو نداشته، اما “تله پاتى” براى او كاملاً يك پديده ى نرمال و طبيعى بوده و حتى معتقد بود كه “هنگام خواب”، شرايط براى تله پاتى خيلى مطلوب تر از زمان بيدارى هست.

فرويد و يونگ، در مورد پديده هاى ماوراء الطبيعه، مخصوصاً مسائل شهودى و إلهامات، مباحثات و اختلاف نظرات زيادى با هم داشتن. مثلاً يونگ برخلاف فرويد، كاملاً رؤيا هاى شهودى و تله پاتيك رو تجربه كرده بود و اون رو قبول داشت.

پروفسور يونگ، خواب رو افشاگر ضمير ناخودآگاه ميدونست، از نظر او، رؤيا هاى تله پاتيك، كه با عنوان “خواب هاى نَبَوى” هم ازشون نام برده، حاوى پيام هايى براى ما هستن و حتى ممكنه برخی از وقايع و اطلاعات مربوط به آینده رو هم به ما نشون بدن. رؤيا هاى تله پاتيك كاملاً فراحسى هستن، يعنى با حواس پنجگانه درك و دريافت نميشن. پيامى كه اين رؤياها براى ما دارن، ممكنه در ابعاد وسيع، يعنى مربوط به كل مردم جهان باشه و يا ممكنه در ابعاد كوچكتر و شخصى باشه. يعنى فردِ رؤيابين، از وقايعى درمورد آينده ى خودش يا اطرافيانش باخبر بشه.

استيون اولمان، يك زبان شناس اهل مجارستان، بود كه جنبه های خاصی از هر دو نظریه رو با برخی از مطالعات و ايده هاى خودش ترکیب كرد. از نظر او “رؤيا ها” طیف گسترده ای از تنش ها، نگرانی ها، آرزوها و حتى نياز هاى فرد رو نمايان ميكردن؛ به همين دليل رؤيا ها رو حالتى از “هوشيارى” معرفى كرده بود و اونها رو تجاربى شفابخش ميدونست، كه ابعاد مهم درونى و عميق يك فرد رو آشکار ميكنن.

گاهی رؤيا ها به طرز حیرت انگيزى، خاطرات فراموش شده ى گذشته یا تجربیات دوران كودكی ما رو باز سازی ميكنن، بدون اينكه ما در زمان بیداری چنین خاطراتی رو در ذهنمون مرور كرده باشيم؛ به اين دليل كه در حالت خواب، قدرت تصوير سازى مغز به حدی زیاد هست كه این تصاویر فراموش شده يا قديمى رو از اعماق ذهن بیرون كشیده و به شكل رؤيا در مياره.

دشواری در درك و تعبير رؤيا ها نيز، به اين دليل هست که اونها توسط ضمير ناخودآگاه شکل ميگيرن، ولى بوسيله ى ضمير خودآگاه تفسير ميشن. زبانِ ناخودآگاه، براى خودآگاهى ما، ناآشنا و رمز آلود هست، چون ضمير ناخودآگاه هميشه از الگوها، استعاره ها و نمادها استفاده ميكنه.

سيستم ESP، (به انگليسى: Extra Sensory Perception ) سيستمى در مغز هست كه مربوط به ادراك پديده هاى عجیب و غریبه که تفسیر و توجيه اونها محال به نظر ميرسه یا ادراك وقايعى كه علم، تاكنون به ماهيت اونها پى نبرده و بالاتر از حد درك و فهم بشر هست. اين سيستم، ميتونه به چيزهايى پى ببره كه خودآگاهى ما از درك اونها عاجز و ناتوان هست. به اين نوع ادراكات، اصطلاحاً ادراكات فراطبيعى، شهودى يا فراحسى ميگيم.

استيون اولمان معتقد بود که تحت شرایطى خاص، افراد قادر به کسب اين نوع اطلاعات فراحسى در “خواب” هستن. این اطلاعات و رویدادها ميتونن مربوط به زمان حال یا آينده باشن؛ که فردِ رؤيابين، مطلقاً هیچ دانش و اطلاع قبلی در مورد اونها نداشته.

حقيقت هاى بيشمارى در پشت پرده ى اين جهان وجود داره كه بشر هنوز نتونسته به اونها دست پيدا كنه… رؤياهاى تله پاتيك، يكى از ابزارهايى هست كه به انسان كمك ميكنه تا آگاهى و درك بيشترى نسبت به استعداد ها و قابليتهاى خودش پيدا كنه و بيشتر بتونه ابعاد ناشناخته ى خود و جهان پيرامونش رو كشف كنه.

بنابراين، شاید همه ى اشکالِ حيات، به طرقی که ما هنوز به روشنی قادر به دركشون نيستيم، با همديگه ارتباط عميقى داشته باشن. شايد ظاهراً خودمون رو مستقل و جدا از هستى ببينيم اما در حقيقت، ذات و فطرت وجودى ما “يكى” باشه….!
خدایا شکرت🖐
ارسال پست